تبليغاتX
علی پاستوریزه

علی پاستوریزه

سلام عاشقونه

انیمیشن3

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 11:14  توسط علی  | 

گلچین انیمیشن 2

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 21:8  توسط علی  | 

گلچین انیمیشن


گلچین انیمیشن(1)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 21:5  توسط علی  | 

اشعار مریم حیدر زاده

عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم

دوست دارم که ما یه جور از همدیگه جدا بشیم

فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم

بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشیم

هدف من و تو از حرف های زیبامون چیه

کاشکی تصمیم بگیریم با یکی آشنا بشیم

می دونی دیدم نمی شه من و تو با هم باشیم

هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم

ما دو تا اسیر همدیگه شدیم یه جور بد

کاش فراموش کنیم و از دست هم رها بشیم

دور شدیم از حرف های روزای آشنایی مون

سخته اما بیا باز مث غریبه ها بشیم

ستاره خواستم بچینم دیگه دستم نرسید

ما باید نزدیکتر از این به ستاره ها بشیم

یه چیزی مث یه شک من و رها نمی کنه

بیا امشب من و تو غرق یه دعا بشیم

فکرش و کردی دیگه خدا مارو دوست نداره

بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم

خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی میگی

بیا به هر چی بود تو شعر بی اعتنا بشیم

غصه نخور مسافر

 

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم

 

از دیدن نور ماه یه عمر بی نصیبیم

 

فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز

 

نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز!

 

غصه نخور مسافر اونجا که هوا بد نیست

 

اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست

 

غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت

 

فدای برق ناز اون چشمای قشنگت

 

غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری

 

من که خودم میدونم که تو چقدر صبوری

 

غصه نخور مسافر بازم می آی به زودی

 

مارو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی

 

غصه نخور مسافر غصه اثر نداره

 

از دل تو می دونم هیچکس خبر نداره

 

غصه نخور مسافر همیشه این جوری نیست

 

همیشه که عزیزم راهت به این دوری نیست

 

غصه نخور مسافر تولده دوباره

 

غصه نخور مسافر،غصه نخور ستاره

 

غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس

 

غصه نخور مسافر تو خود آسمونی

 

در آرزوی روزی که بیای و بمونی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:52  توسط علی  | 

عکس های باربی1

|

 باربی(1)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19:37  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:21  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:20  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:20  توسط علی  | 

من دیگه غزل نمی گم واسه تو

 

اشکامو هدر نمی دم واسه تو

 

تو دقیقه های تلخ انتظار

 

چی میدونی چی کشیدم واسه تو

 

من می خواهم فراموشت کنم

 

تو بمون با اون غرور لعنتی

 

قبل رفتنم ولی بذار بگم

 

خیلی سنگی خیلی بی محبتی

 

بعد از این کاری به من نداشته باش

 

این روزا روزای تردید منه

 

نمی خواهم مثل همیشه رد بشم

 

وقت امتحان دل بریدنه

 

من میخوام تمام خاطراتمو

 

دستای حادثه پر پر بکنه

 

بگذار این جدایی همیشگی

 

قصه رو آخر بکنه

 

من دیگه غزل نمی گم واسه تو

 

اشکامو هدر نمی دم واسه تو

 

تو دقیقه های تلخ انتظار

 

چی میدونی چی کشیدم واسه تو

 

من می خواهم فراموشت کنم

 

تو بمون با اون غرور لعنتی

 

قبل رفتنم ولی بذار بگم

 

سنگی خیلی بی محبتی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 14:17  توسط علی  | 

با تو متولد شدم

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 12:27  توسط علی  |